تحلیل ابعاد توافق دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان و الزامات راهبردی تهران
موضوع: پیمان مکه؛ آزمون راهبرد ایران در غرب آسیا
یادداشت سعید درگاهپور، کارشناس مسائل بین الملل
توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه را نباید صرفاً یک توافق سهجانبه نظامی یا نشانه شکلگیری یک ائتلاف ضدایرانی تلقی کرد. این توافق بیش از هر چیز بیانگر تلاش برخی بازیگران منطقه برای افزایش ظرفیت امنیتی و کاهش آسیبپذیری در برابر تحولات آینده است؛ تحولی که در صورت تثبیت میتواند بر معادلات امنیتی غرب آسیا اثرگذار باشد و در عین حال، فرصتها و الزامات تازهای را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار دهد.
توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که هفتم اوت در مکه به امضا رسید، بیش از آنکه نشانه شکلگیری یک نظم امنیتی جدید بدون حضور ایران باشد، بیانگر تلاش برخی بازیگران منطقه برای افزایش ظرفیت امنیتی و انطباق با شرایط متحول غرب آسیاست. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی میشود؛ اصلی که از نظر سازوکار دفاع جمعی با ماده ۵ ناتو مقایسه شده است. با این حال، میزان تعهد واقعی اعضا و توان تبدیل این توافق سیاسی به یک سازوکار دفاعی مؤثر، موضوعی است که تنها در شرایط بحران جدی مشخص خواهد شد.
از همین رو، پیمان مکه را نباید توافقی صرفاً نمادین دانست و نه از هماکنون آن را یک ائتلاف دفاعی منسجم و ضدایرانی تلقی کرد. میان امضای یک توافق سیاسی و ایجاد یک سازوکار نظامی برخوردار از هماهنگی عملیاتی، دکترین مشترک و اراده سیاسی برای ورود به جنگ، فاصله قابل توجهی وجود دارد.
عربستان و جستوجوی عمق راهبردی
یکی از مهمترین انگیزههای ریاض را باید در تلاش برای کاهش آسیبپذیری امنیتی و ایجاد عمق راهبردی جستوجو کرد. عربستان در سالهای اخیر دریافته است که اتکای صرف به تضمینهای خارجی نمیتواند همه تهدیدهای پیرامونی را بهطور کامل مهار کند. از این رو، همکاری با ترکیه و پاکستان را میتوان بخشی از سیاست تنوعبخشی به شرکای امنیتی و توزیع ریسک دانست.
اما این تحول را نباید صرفاً نشانه افزایش قدرت عربستان تفسیر کرد. از زاویهای دیگر، شکلگیری چنین ترتیباتی نشان میدهد که بازیگران منطقه در حال بازنگری در محاسبات خود نسبت به موازنه قدرت هستند؛ موازنهای که جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین سازندگان و تعیینکنندگان آن است.
عربستان، حتی در صورت گسترش همکاریهای دفاعی با ترکیه و پاکستان، نمیتواند واقعیتهای ژئوپلیتیکی پیرامون خود را نادیده بگیرد. جغرافیای ایران، ظرفیتهای دفاعی جمهوری اسلامی، نقش تهران در امنیت خلیج فارس و جایگاه راهبردی تنگه هرمز، عواملی هستند که هرگونه محاسبه امنیتی در منطقه ناگزیر باید آنها را در نظر بگیرد.
بنابراین، پیمان مکه را میتوان بیش از آنکه نشانه شکلگیری نظمی جدید بدون ایران دانست، تلاشی از سوی برخی بازیگران برای سازگار کردن خود با شرایط جدید امنیتی منطقه تلقی کرد.
نگرانی از ایران قدرتمندتر
یکی از متغیرهای مهم در تحلیل این تحولات، پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران است. در صورت تثبیت دستاوردهای ایران در جنگ اخیر و عبور موفق تهران از این رویارویی با ...