ایران » دولت » سفیر اقتصاد » سفیر بین الملل » سفیر جامعه » سفیر سیاست » سفیر فرهنگ » مجلس » یادداشت
کد خبر : 2303
چهارشنبه - 21 مرداد 1405 - 00:49
تحلیل ابعاد توافق دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان و الزامات راهبردی تهران

یادداشت سعید درگاه‌پور، کارشناس مسائل بین الملل تحت عنوان (پیمان مکه؛ آزمون راهبرد ایران در غرب آسیا)

موضوع: پیمان مکه؛ آزمون راهبرد ایران در غرب آسیا

یادداشت سعید درگاه‌پور، کارشناس مسائل بین الملل

 

توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه را نباید صرفاً یک توافق سه‌جانبه نظامی یا نشانه شکل‌گیری یک ائتلاف ضدایرانی تلقی کرد. این توافق بیش از هر چیز بیانگر تلاش برخی بازیگران منطقه برای افزایش ظرفیت امنیتی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحولات آینده است؛ تحولی که در صورت تثبیت می‌تواند بر معادلات امنیتی غرب آسیا اثرگذار باشد و در عین حال، فرصت‌ها و الزامات تازه‌ای را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار دهد.

توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که هفتم اوت در مکه به امضا رسید، بیش از آنکه نشانه شکل‌گیری یک نظم امنیتی جدید بدون حضور ایران باشد، بیانگر تلاش برخی بازیگران منطقه برای افزایش ظرفیت امنیتی و انطباق با شرایط متحول غرب آسیاست. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی می‌شود؛ اصلی که از نظر سازوکار دفاع جمعی با ماده ۵ ناتو مقایسه شده است. با این حال، میزان تعهد واقعی اعضا و توان تبدیل این توافق سیاسی به یک سازوکار دفاعی مؤثر، موضوعی است که تنها در شرایط بحران جدی مشخص خواهد شد.

از همین رو، پیمان مکه را نباید توافقی صرفاً نمادین دانست و نه از هم‌اکنون آن را یک ائتلاف دفاعی منسجم و ضدایرانی تلقی کرد. میان امضای یک توافق سیاسی و ایجاد یک سازوکار نظامی برخوردار از هماهنگی عملیاتی، دکترین مشترک و اراده سیاسی برای ورود به جنگ، فاصله قابل توجهی وجود دارد.

عربستان و جست‌وجوی عمق راهبردی

یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های ریاض را باید در تلاش برای کاهش آسیب‌پذیری امنیتی و ایجاد عمق راهبردی جست‌وجو کرد. عربستان در سال‌های اخیر دریافته است که اتکای صرف به تضمین‌های خارجی نمی‌تواند همه تهدیدهای پیرامونی را به‌طور کامل مهار کند. از این رو، همکاری با ترکیه و پاکستان را می‌توان بخشی از سیاست تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی و توزیع ریسک دانست.

اما این تحول را نباید صرفاً نشانه افزایش قدرت عربستان تفسیر کرد. از زاویه‌ای دیگر، شکل‌گیری چنین ترتیباتی نشان می‌دهد که بازیگران منطقه در حال بازنگری در محاسبات خود نسبت به موازنه قدرت هستند؛ موازنه‌ای که جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین سازندگان و تعیین‌کنندگان آن است.

عربستان، حتی در صورت گسترش همکاری‌های دفاعی با ترکیه و پاکستان، نمی‌تواند واقعیت‌های ژئوپلیتیکی پیرامون خود را نادیده بگیرد. جغرافیای ایران، ظرفیت‌های دفاعی جمهوری اسلامی، نقش تهران در امنیت خلیج فارس و جایگاه راهبردی تنگه هرمز، عواملی هستند که هرگونه محاسبه امنیتی در منطقه ناگزیر باید آنها را در نظر بگیرد.

بنابراین، پیمان مکه را می‌توان بیش از آنکه نشانه شکل‌گیری نظمی جدید بدون ایران دانست، تلاشی از سوی برخی بازیگران برای سازگار کردن خود با شرایط جدید امنیتی منطقه تلقی کرد.

نگرانی از ایران قدرتمندتر

یکی از متغیرهای مهم در تحلیل این تحولات، پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران است. در صورت تثبیت دستاوردهای ایران در جنگ اخیر و عبور موفق تهران از این رویارویی با حفظ انسجام داخلی، توان دفاعی و ظرفیت‌های راهبردی، پیامد آن صرفاً یک موفقیت نظامی نخواهد بود.

چنین وضعیتی می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات انرژی، امنیت، حمل‌ونقل، مناسبات بین‌المللی و ترتیبات سیاسی غرب آسیا به شکل محسوسی ارتقا دهد و تهران را به قدرتی اثرگذارتر در سطح جهانی تبدیل کند.

طبیعی است که چنین چشم‌اندازی برای برخی قدرت‌های منطقه‌ای موجب نگرانی شود. مسئله برای این کشورها فقط قدرت کنونی ایران نیست؛ بلکه چشم‌انداز ایران قدرتمندتر پس از عبور موفق از یک رویارویی بزرگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در محاسبات امنیتی آنها اهمیت دارد.

از این منظر، بخشی از تحرکات امنیتی اخیر را می‌توان تلاشی برای افزایش ظرفیت بازدارندگی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر موازنه قدرت آینده دانست. این تحلیل البته به معنای آن نیست که پیمان مکه صرفاً با هدف مقابله با ایران شکل گرفته است؛ بلکه نشان می‌دهد قدرت ایران یکی از متغیرهایی است که نمی‌توان از محاسبات امنیتی منطقه حذف کرد.

ایران؛ بازیگری که نمی‌توان نادیده گرفت

یکی از خطاهای تحلیلی درباره پیمان مکه آن است که توافق سه کشور را به گونه‌ای تصویر کنیم که گویی آنها در حال طراحی ترتیبات جدیدی هستند و ایران باید خود را با آن تطبیق دهد. واقعیت ژئوپلیتیکی غرب آسیا چنین نیست.

جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، جمعیت، منابع انرژی، توان دفاعی، عمق راهبردی، مشترکات دینی و تمدنی، روابط منطقه‌ای و جایگاه ممتاز خود در خلیج فارس و تنگه هرمز، یکی از قدرت‌های اصلی و تعیین‌کننده منطقه است.

هرگونه ترتیبات امنیتی که بخواهد در بلندمدت در غرب آسیا تثبیت شود، ناگزیر باید با واقعیت قدرت ایران مواجه شود. بنابراین مسئله اصلی برای تهران این نیست که دیگران چه توافقی میان خود امضا کرده‌اند؛ مسئله این است که ایران چگونه از ظرفیت‌های خود برای تأثیرگذاری بر شکل نهایی ترتیبات امنیتی منطقه استفاده خواهد کرد.

محدودیت‌های پیمان مکه

ترکیه و پاکستان، دو عضو مهم پیمان، هر دو دارای منافع مستقیم در حفظ روابط با ایران هستند. ترکیه در کنار روابط دفاعی با عربستان و عضویت در ناتو، به دنبال افزایش استقلال راهبردی و ایفای نقش مستقل در غرب آسیاست. منافع اقتصادی، مرزی و ژئوپلیتیکی آنکارا با تهران، هزینه ورود ترکیه به یک رویارویی گسترده با ایران را افزایش می‌دهد.

پاکستان نیز روابط دفاعی نزدیکی با عربستان دارد، اما همزمان از مرز مشترک و روابط تاریخی، اقتصادی و امنیتی با ایران برخوردار است. از این رو، تبدیل پیمان مکه به یک ائتلاف نظامی علیه ایران الزاماً با منافع بلندمدت اسلام‌آباد سازگار نیست.

در نتیجه، آزمون واقعی پیمان مکه نخستین بحران جدی خواهد بود. اگر اعضای پیمان در زمان بحران حاضر به پرداخت هزینه‌های واقعی برای دفاع از یکدیگر نباشند، وزن سیاسی توافق به مراتب بیشتر از وزن نظامی آن خواهد بود.

فرصت دیپلماتیک برای تهران

از منظر ایران، پیمان مکه تنها یک تهدید نیست؛ بلکه می‌تواند یک فرصت دیپلماتیک نیز باشد.

تهران نباید اجازه دهد روابط عربستان با ترکیه و پاکستان به صف‌بندی ضدایرانی تبدیل شود. فعال کردن دیپلماسی عمومی و روابط دوجانبه با آنکارا و اسلام‌آباد و برجسته کردن تفاوت منافع آنها با ریاض، می‌تواند مانع از تبدیل همکاری دفاعی سه‌جانبه به یک ائتلاف سخت علیه ایران شود.

ایران همچنین باید گفت‌وگو با عربستان را ادامه دهد. رقابت امنیتی میان تهران و ریاض نباید به مسابقه‌ای تبدیل شود که در نهایت زمینه حضور بیشتر قدرت‌های خارجی را در منطقه فراهم کند. راهبرد مطلوب ایران، ترکیب بازدارندگی با دیپلماسی است.

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران

در این میان، تنگه هرمز جایگاهی ویژه دارد. این تنگه صرفاً یک مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران و یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است.

ایران باید با تقویت توان دریایی، سامانه‌های پایش و کنترل تردد، زیرساخت‌های جزایر راهبردی و ظرفیت‌های بازدارندگی، اقتدار خود را در این آبراه تثبیت کند.

در دوران پساجنگ نیز باید میان کشتیرانی تجاری و فعالیت‌های نظامی، اطلاعاتی و تهدیدآمیز تفکیک روشنی وجود داشته باشد. حضور نیروهای نظامی قدرت‌های متخاصم، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، نباید به واقعیتی تثبیت‌شده در محیط امنیتی پیرامون ایران تبدیل شود.

اقتدار ایران در تنگه هرمز صرفاً یک ظرفیت دفاعی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ایران برای تأثیرگذاری بر ترتیبات امنیتی منطقه است.

تقویت محور مقاومت

در کنار قدرت دریایی، حفظ و تقویت عمق راهبردی ایران نیز اهمیت دارد. محور مقاومت یکی از مؤلفه‌های مهم بازدارندگی جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای منطقه‌ای است.

تقویت این ظرفیت باید در چارچوب یک راهبرد جامع دنبال شود که ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دفاعی را دربرگیرد. هرچه عمق راهبردی ایران مستحکم‌تر باشد، هزینه تلاش برای فشار یا مهار جمهوری اسلامی افزایش خواهد یافت.

در عین حال، قدرت منطقه‌ای باید با دیپلماسی فعال همراه شود تا افزایش توان ایران بهانه‌ای برای شکل‌گیری اجماع گسترده علیه تهران فراهم نکند.

روسیه و چین؛ عمق‌بخشی به قدرت ایران

تعمیق همکاری راهبردی با روسیه و چین نیز باید یکی دیگر از راهبردهای سیاست خارجی ایران باشد. این همکاری نباید صرفاً به تجارت و انرژی محدود شود و لازم است حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل، فناوری، همکاری‌های دفاعی، امنیت دریایی، سازوکارهای مالی و مقابله با فشارهای اقتصادی را نیز دربرگیرد.

هدف، تشکیل بلوکی علیه دیگران نیست؛ بلکه افزایش استقلال راهبردی ایران و گسترش گزینه‌های تهران در برابر فشارهای خارجی است.

ایران باید شکل‌دهنده باشد، نه دنباله‌رو

پیمان مکه را باید بخشی از تلاش برخی بازیگران برای افزایش امنیت و نفوذ خود در شرایط متحول منطقه دانست. این توافق مهم است، اما هنوز برای تبدیل‌شدن به یک ائتلاف نظامی منسجم با موانع جدی روبه‌روست و تفاوت منافع اعضا نیز ظرفیت آن را محدود می‌کند.

برای جمهوری اسلامی ایران، خطای راهبردی آن خواهد بود که صرفاً در مقام واکنش به این تحولات قرار گیرد. تهران باید از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک خود برای شکل‌دهی فعالانه به ترتیبات امنیتی غرب آسیا استفاده کند.

تقویت محور مقاومت، ارتقای بازدارندگی، تثبیت اقتدار در تنگه هرمز، توسعه همکاری با روسیه و چین و فعال‌سازی دیپلماسی عمومی و روابط با ترکیه، پاکستان، عربستان و سایر کشورهای منطقه باید در قالب یک راهبرد واحد دنبال شود.

در نهایت، پیمان مکه را نباید نشانه انزوای ایران دانست. این توافق بیش از آنکه بیانگر کنار گذاشته‌شدن تهران باشد، نشان‌دهنده تلاش برخی بازیگران برای افزایش ظرفیت خود در برابر شرایطی است که ایران همچنان یکی از قدرت‌های اصلی آن است.

مسئله اصلی برای جمهوری اسلامی این نیست که دیگران چه ترتیباتی را میان خود ایجاد می‌کنند؛ مسئله این است که ایران تا چه اندازه ابتکار عمل را برای شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی آینده غرب آسیا در دست خواهد گرفت.

اگر ایران بتواند قدرت بازدارندگی خود را با دیپلماسی فعال، عمق راهبردی و همکاری‌های بین‌المللی پیوند بزند، پیمان مکه نه‌تنها نمی‌تواند تهران را به حاشیه براند، بلکه می‌تواند فرصتی برای بازتعریف فعال‌تر نقش ایران در معادلات امنیتی و سیاسی غرب آسیا باشد.

 

 

یادداشت سرکارخانم دکتر سمیه حسینی تحت عنوان: نگاهی به نقش ادبیات ایران در هویت و قدرت ملی

نگاهی به نقش ادبیات ایران در هویت و قدرت ملی

یادداشت سرکارخانم دکتر سمیه حسینی تحت عنوان: نگاهی به نقش ادبیات ایران در هویت و قدرت ملی به شرح زیر می باشد:

در دوره‌هایی که جوامع با ناامنی، فشارهای بیرونی و افق‌های مبهم مواجه می‌شوند، رجوع به تاریخ و میراث فرهنگی صرفاً یک کنش نوستالژیک نیست، بلکه می‌تواند بخشی از فرایند معناسازی جمعی باشد. در این روزگاری که بر ایران می‌گذرد، این رجوع اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا ایران را نمی‌توان تنها در قالب یک واحد جغرافیایی یا سیاسی فهم کرد، بلکه باید آن را همچون یک پیوستار تاریخی-فرهنگی در نظر گرفت که در طول سده‌ها، از خلال بحران‌ها، گسست‌ها و بازسازی‌های مکرر تداوم یافته است.

در چنین موقعیت‌هایی، آنچه یک ملت را از فرسایش روانی، واگرایی اجتماعی و گسست معنایی حفظ می‌کند، فقط ابزارهای مادی و قدرت سیاسی یا … نیستند، بلکه وجود نوعی اعتماد فرهنگی به تداوم خویش است. جوامعی که از ذخایر عمیق حافظهٔ فرهنگی و روایت‌های پایدار هویتی برخوردارند، معمولاً در برابر بحران‌ها ظرفیت بیشتری برای بازسازی روانی و انسجام اجتماعی دارند.

از منظر روان‌شناسی فرهنگی، هر جامعه برای حفظ بقای نمادین خویش نیازمند نوعی «داستان مشترک» است؛ روایتی که گذشته، حال و آینده را به یکدیگر پیوند بزند و به افراد امکان دهد که خود را ذیل یک افق تاریخی گسترده‌تر درک کنند. در ایران، این روایت مشترک نه‌فقط در تاریخ سیاسی، بلکه در میراث ادبی، در آیین‌ها، در خاطرهٔ تاریخی، از فردوسی تا ادیبان معاصر، تجسد یافته است. شاعران و نویسندگان ایران‌زمین صرفاً شخصیت‌های ادبی نیستند، بلکه بخشی از نظام نمادین هویت ایرانی را تشکیل می‌دهند؛ نظامی که در شرایط ناایمن، حس حضور جسورانه، انسجام اجتماعی و پیوستگی تاریخی را بازتولید می‌کند.

تاریخ ایران؛ تاریخِ تاب‌آوری، معنایابی و بازآفرینی ملتی است که هربار با اتکا به بنیان‌های فرهنگی، ارادهٔ اجتماعی و تمدن کهن مردمان خود، از میان آشوب‌ها عبور کرده و همچنان پابرجا مانده است. این تداوم تاریخی و تاب‌آوری جمعی، همان ظرفیتی است که یک جامعه از طریق آن، در مواجهه با تهدید و بحران، انسجام نمادین و پیوستگی هویتی خود را حفظ می‌کند و قدرت می‌گیرد و این مهم بر دوش ستبر فرهنگ و ادبیات ماست.

در چنین بزنگاه‌هایی، ادبیات فارسی را می‌توان یکی از مهم‌ترین بسترهای تنظیم هیجان جمعی و سازوکار معناسازی فرهنگی ملت دانست. ملتی که در شرایط بحرانی، برای حفظ امید و بازسازی افق آینده، به روایت‌های مشترک خود، به ادبیات بازمی‌گردند. نوعی بازگشت به مخزن نمادینِ هویت تاریخی جامعه برای ساختن قدرت نرم است.

در فرهنگ ایران، شاهنامه فردوسی جایگاهی ممتاز در این ساختار معنایی و قدرت‌آفرینی دارد. این اثر نه فقط یک متن حماسی، بلکه یکی از مهم‌ترین صورت‌های حافظه‌مندِ هویت ایرانی است؛ متنی که در آن، نسبت انسان، سرزمین، تاریخ و اخلاقِ جمعی در قالب روایتی ماندگار صورت‌بندی شده است. آنجا که فردوسی می‌گوید:

«چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم»

تحلیل این ابیات، در سطحی عمیق‌تر، انعکاس نوعی درهم‌تنیدگیِ هویت فردی و هویت جمعی است؛ وضعیتی که در آن، سرزمین صرفاً قلمرو فیزیکی نیست، بلکه بخشی از سازمان روانی و نمادینِ «ما»ی جمعی به‌شمار می‌رود. چنین ساختارهایی در شکل‌گیری احساس تعلق جمعی، تداوم خودِ اجتماعی و حفظ انسجام جامعه نقش اساسی دارند؛ احساسی که در بزنگاه‌های تاریخی، تفاوت‌های فردی و سلیقه‌ای را موقتاً به حاشیه می‌برد و جامعه را حول یک ادراک مشترک از بقا، امنیت و منزلت تاریخی گرد می‌آورد.

به همین دلیل، ارجاع به این متون در دوران بحران، تنها یک کنش ادبی نیست، بلکه نوعی بازگشت به منابع پایدار معنا و هویت و در نهایت قدرت است.

از این منظر، قدرت واقعی ایران را نمی‌توان صرفاً در ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی یا موقعیت ژئوپلیتیکی آن خلاصه کرد. اگرچه این عوامل در سطح راهبردی اهمیت دارند، اما در سطح روان جمعی، آنچه امکان تداوم تاریخی را فراهم می‌سازد، وجود شبکه‌ای از عناصر فرهنگی، روانی و اجتماعی است که جامعه را در شرایط دشوار از فروپاشی معنایی و هویتی مصون می‌دارند و به آن انسجام و قدرت می‌بخشد.

بر این اساس، ایران فقط نام یک سرزمین نیست، بلکه نام یک ساختار معناساز و حماسه‌آفرین است؛ ساختاری که در آن مردم، ادبیات، تجربهٔ تاریخی و افق آینده به یکدیگر پیوند خورده‌اند. ماندگاری چنین ساختاری نه تصادفی است و نه صرفاً ناشی از عوامل سیاسی، بلکه نتیجهٔ برهم‌کنش پیچیدهٔ تاریخ، فرهنگ، روان جمعی و ظرفیت جامعه برای بازسازی خویشتن در دل بحران است.

سمیه حسینی

یادداشت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید عبدالله حسینی

یادداشت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید عبدالله حسینی به شرح زیر می‌باشد:

 

نقض میثاق در DNA اسرائیل. گرگ زخمی باز خواهد گشت.

عهد شکنی و نقض میثاق درکنار ترس از مرگ و مال دوستی از آغاز تاریخ یهودیان جزو خصوصیات ذاتی بنی اسرائیل و دنیای غرب است که تصور میشود با یک جهش ژنتیک در یهودیان معاصر این سه خصوصیت ارتقاء یافته باشند و در هر سه خصوصیت رشد کرده اند.

قرآن کریم در موارد متعددی در مورد میثاق با بنی اسرائیل و عهد شکنی آنها سخن میگوید.

آنها حتی میثاقی را که با خداوند بسته بودند زیر پا گذاشتند چه رسد به پیمانهایی که با دیگران میبستند .

تکرار متعدد موضوع بستن پیمان و نقض آن در قرآن حاکی از آن است که اولا خداوند میخواهد بگوید بنی اسرائیل قابل اعتماد نیست و شما هر قراری با آنها می‌گذارید حتما مکتوب و ممهور باشد تا براحتی نتوانند آنرا انکار کنند و ثانیا میخواهد بگوید که بنی اسرائیل حتی میثاق های مکتوب و امضاء شده خود را زیر پا میگذارند چه رسد به مواثیق غیر مکتوب. تا جایی که خداوند در مورد عهد بستن با بنی اسراییل بر میثاق غلیظ تاکید میکند.

یعنی در پیمان بستن با بنی اسرائیل محکم کاری کنید و در کاربرد کلمات دقت کنید و هیچ نقطه مبهمی نگذارید که آنها بتواند برای نقض میثاق از آنها سوء استفاده کنند.

این عهد شکنی ها از زمان حضرت موسی شروع شده در زمان پیامبر اسلام ادامه یافته و تا هنوز همچنان ادامه دارد.

تا جایی که خداوند در چند مورد خاص بنی اسرائیل را بخاطر همین خصیصه نقض میثاق لعنت فرستاده است.

مائده آیه ۱۲

«فبما نقضهم میثـقهم لعنهم…»؛ ولی بخاطر پیمان‌شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‌کنند؛ و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‌شوید.

بیشتر این میثاق ها که خداوند به آن اشاره میکند در مورد خونریزی، بیرحمی، پیروی از کتاب و تعدی به دیگران است که خداوند از آنها در قرآن اسم برده بر بنی اسرائیل بخاطر نقض آنها لعنت فرستاده است.

تقریبا تمام جنگهایی که در طول ۲۳ سال بر پیامبر تحمیل شد یا بصورت مستقیم یا غیر مستقیم از سوی یهودیان بود که یا آنها در جنگها مباشرت مستقیم داشتند یا با تحریک و توطئه و حمایت مالی و نظامی آنها انجام شد.

بنی اسراییل بدون استثنا تمام عهود و مواثیقی را که با پیامبر بستند در اولین فرصتی که بدست آوردند زیر پا گذاشتند و هر بار پیامبر بعد از تسلط بر آنها یا آنها را بخشید یا تبعید کرد وآنان بازهم تا آخرین سال عمر پیامبر دست از توطئه و‌تبانی با مشرکین برنداشتند.

در زمان حاضر هم اوضاع بدین منوال است. عرفات وقتی در اسلو تن به سازش به یهودیان داد و پیمان اسلو بسته شد فکر میکرد با رژیمی وارد معاهده میشود که به پیمانهایش پایبند است. در این پیمان هم کلینتون به عرفات تضمین داده بود و او روی امضای کلینتون حساب کرده بود.

امروز بعد از ده ها سال اسرائیل به هیچ‌کدام از تعهدات خود در مورد دولت خود گردان عمل نکرده است و عملا سازمان آزادیبخش فلسطین که روزی نامش رعشه بر اندام اسرائیل می انداخت و دولت خودگردان تبدیل شده است به پلیس رژیم اسرائیل برای سرکوب فلسطینیان مجاهد. تا جایی که در بعضی موارد از اسرائیلی ها نیز خشونت بیشتری بخرج میدهند. زندانهای دولت خودگردان پر است از مبارزان مجاهدی که هیچ گناهی جز مبارزه با اسرائیل ندارند.

موارد نقض آتش بس و پشیمان شکنی در تمام قرار های رژیم با جبهه های مقاومت بصورت مستدل و آشکار بسیار زیاد است.‌

تعداد موارد نقض آتش بس با حزب الله تنها بعد از جنگ قبلی بالغ بر دو هزار مورد توسط یونیفل تائید شده است که متاسفانه دولت لبنان دست حزب الله را برای پاسخگویی بسته است.

در غزه نیز از پایان جنگ تا اکنون هر روز شاهد نقض پیمان توسط اسرائیل هستیم.

قرار دادی که دیروز امضا شد اگر چه خودش به تنهایی اگر در عمل اجرایی شود و آمریکا و اسرائیل نتوانند آنر نقض کنند پیروزی بزرگی است ولی از آنجا که نقض پیمان در دی ان ای این قبیله شوم تعریف شده است بعید است در مرحله اجرا دبه در نیاورند.

همانطور که رهبر خردمند ما در پیام هوشمندانه خود از این تردید پرده برداشتند باید مذاکره کنندگان ما گام به گام اقدامات دشمن را رصد کنند و تا بصورت عملی و ملموس اقدامی نکرده باشند اجازه ورود به مرحله بعدی را به دشمن ندهند.

نخستین امتحان این مکانیسم عقب نشینی کامل اسرائیل از لبنان است، اگر عقب نشینی کرد برای امضا به سوئیس بروید و کار گشایش تدریجی تنگه هرمز را شروع کنید.

و اگر در همین گام نخست آنها بتوانند در لبنان بمانند مطمئن باشید به هیچ‌کدام از تعهدات دیگر خود عمل نخواهند کرد.

البته ایران می‌تواند در مورد اسرائیل به توافق بزرگترین دست یابد و آن اینست که اگر نمی‌توانید اسرائیل را کنترل کنید آنرا بسپارید بما ولی اگر ما تادیبش کردیم نباید آمذچریکا دخالت کند.

آنوقت دست ما برای محو اسرائیل باز تر میشود. اسرائیل بدون آمذیکا یک هفته هم دوام نخواهد آورد.

در نتیجه بنظر من این دوئل وجودی و تمدنی نه تنها تمام نشده که تازه شروع شده و تا زمانی که یکی از دو طرف بصورت کامل از میان نرفته است ادامه خواهد یافت.

آنچه ما داریم جنگ نیست که در آن برد و باخت مطرح باشد یا با فرمول برجامی برد برد به اتمام برسد.

ما در حال دوئل با دنیای غرب هستیم. یا آنها می‌مانند و بر جهان حکومت میکنند و یا ما می‌مانیم و نظم نوین جهانی را شکل خواهیم داد. خاک، تمدن، فرهنگ و استقلال کشور ناموس کشور است. این عروس نمی‌تواند دو شوهر داشته باشد.

ما با غرب فوتبال بازی نمی‌کنیم که دو دو مساوی شویم یا یک صفر ببازیم یا ببریم ما در حال بازی هوشمندانه شطرنج رنجیم که نتیجه آن کیش و مات است و تا کنون رهبر خردمند ما نشان داده است که در کنار پدر شهیدش در بازی بزرگان، شطرنج باز قهاری است که توانسته است دنیای غرب را کیش و مات کند.

اسرائیل تمام تلاش خود برای عدم تحقق این تفاهم نامه بکار خواهد بست. آنها حتی ممکن است همان کاری را که با کندی و اسحاق رابین کردند با ترامپ هم تکرار کنند تا این تفاهم نامه به نتیجه نرسد.

آمریکا، اروپا، کشور های غربی و اسرائیل هیچکدام قابل اعتماد نیستند. و ایران و محور مقاومت باید برای رویارویی با بدترین شرایط ممکن همیشه آمادگی خود را حفظ کند.

سید عبدالله حسینی

*ابعاد بین‌المللی قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران*

یادداشت سعید درگاه پور کارشناس حقوق بین الملل

بمناسبت سالروز تصویب قانون اساسی

موضوع: *ابعاد بین‌المللی قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران*

 

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سندی جامع و منظم است که در ۱۷۷ اصل و ۱۴ فصل موضوعی تنظیم شده است. این فصل‌ها شامل اصول مربوط به حقوق و آزادی‌های اساسی، سیاست‌های داخلی و خارجی، ساختار حکومت، عدالت اجتماعی، استقلال ملی و روابط بین‌الملل می‌باشند. به همین دلیل، قانون اساسی نه تنها چارچوب اداره داخلی کشور را مشخص می‌کند، بلکه زمینه‌ای دقیق و مستند برای ایفای نقش فعال ایران در نظام بین‌الملل فراهم می‌آورد. این قانون با ترکیب ارزش‌های اسلامی، هویت ملی و چارچوب حقوقی، امکان تعاملات بین‌المللی مبتنی بر عدالت، استقلال، کرامت انسانی و همکاری مسالمت‌آمیز را ایجاد می‌کند. در همین راستا به ابعاد بین‌المللی قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران می‌پردازیم:

 

*۱. احترام به کرامت انسانی و حقوق بنیادین*

 

یکی از شاخصه‌های برجسته قانون اساسی، تأکید بر کرامت انسانی و حقوق بنیادین است. اصول متعدد قانون اساسی به صراحت حقوق افراد، عدالت اجتماعی، برابری و ممنوعیت شکنجه را مورد تأکید قرار داده‌اند از جمله:

اصل ۱۹:حقوق مساوی همه اقوام را تضمین می‌کند و تبعیض بر اساس رنگ، نژاد، زبان یا قومیت را ممنوع می‌سازد.

اصل ۲۰: حقوق همه افراد، اعم از زن و مرد، را با رعایت موازین اسلامی برابر می‌داند.

اصول ۳۴ تا ۴۲: از جمله اصل ۳۸ (ممنوعیت شکنجه)، اصل ۳۶ (حکم فقط توسط دادگاه صالح و به موجب قانون)، اصل ۳۷ (اصل برائت)، و اصل ۳۵ (حق داشتن وکیل و دادرسی عادلانه)، چارچوبی جامع برای دفاع از حقوق متهمان و حفظ کرامت انسانی فراهم کرده‌اند.

 

این اصول نشان می‌دهند که قانون اساسی، کرامت انسانی را به رسمیت شناخته و چارچوبی برای تأمین عدالت اجتماعی و حقوق شهروندان ایجاد کرده است. رعایت موازین اسلامی در این اصول، تلاش برای تطبیق حقوق بشر با فرهنگ و ارزش‌های ملی ایران است و نه نقض آن.

 

*۲. مقابله با سلطه‌جویی و دفاع از استقلال ملی*

 

یکی از ابعاد کلیدی بین‌المللی قانون اساسی، نفی سلطه‌گری و حفظ استقلال ملی است. این ویژگی، ایران را به کشوری عدالت‌خواه و مستقل در نظام بین‌الملل تبدیل کرده است:

اصول ۲ و ۳: بر نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری تأکید دارند و به کرامت انسان و آزادی مسئولانه توجه می‌کنند.

اصل ۱۵۲: سیاست خارجی ایران را بر اساس «حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی» و «حمایت از حقوق مسلمانان و مستضعفان جهان» تنظیم می‌کند.

اصل ۱۵۳: هرگونه قرارداد یا توافقی که منجر به سلطه بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگی یا نظامی کشور شود را ممنوع می‌داند.

 

این اصول نشان می‌دهند که استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تنها یک شعار نیست، بلکه پایه حقوقی و اخلاقی محکمی دارد که هم از هویت ملی کشور دفاع می‌کند و هم در تعاملات بین‌المللی اعتبار ایران را تقویت می‌کند. مقابله با سلطه‌گری نه تنها یک رویکرد دفاعی است، بلکه یک تعهد اخلاقی و قانونی در سطح بین‌المللی محسوب می‌شود.

 

*۳. صلح، همکاری و عدالت جهانی*

 

قانون اساسی ایران ضمن تأکید بر استقلال، راه تعامل مسالمت‌آمیز و همکاری با سایر کشورها را نیز روشن کرده است:

اصل ۱۵۴: جمهوری اسلامی ایران را متعهد به حمایت از حقوق مستضعفان جهان و گسترش عدالت و صلح معرفی می‌کند.

* در عین حمایت از حقوق ملت‌ها، قانون اساسی ایران به روشنی از دخالت غیرمجاز در امور داخلی دیگر کشورها پرهیز می‌کند.

* این اصول نشان می‌دهند که ایران می‌تواند همزمان با مقابله با ظلم و سلطه‌گری، به تعامل سازنده، برادری و احترام متقابل با دیگر ملت‌ها پایبند باشد.

 

این نگاه، قانون اساسی ایران را از منظر بین‌المللی به یک سند اخلاق‌محور و عقلانی تبدیل کرده که می‌تواند در حل اختلافات جهانی و تقویت صلح و همکاری بین‌المللی نقش مؤثر ایفا کند.

 

*۴. چارچوب قانونی تعاملات بین‌المللی*

 

قانون اساسی ایران، رویکردی مسئولانه و قانونیبه تعامل با نظام بین‌الملل دارد:

 

* **اصول ۷۷، ۱۲۵ و ۱۳۹:** نحوه انعقاد معاهدات و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی را مشخص می‌کنند. طبق این اصول، ابتدا تصویب مجلس شورای اسلامی لازم است و سپس رئیس‌جمهور یا نماینده او می‌تواند معاهده را امضا کند.

* این چارچوب تضمین می‌کند که ایران در پیوستن به معاهدات بین‌المللی، منافع ملی و حاکمیت کشور را حفظ کند و همزمان به تعهدات قانونی خود پایبند باشد.

* همچنین امکان ارجاع دعاوی بین‌المللی به داوری، با رعایت ضوابط قانونی داخلی، فراهم شده است.

 

بنابراین قانون اساسی ایران ترکیبی از رعایت اصول بین‌المللی و حفظ حاکمیت ملی ارائه می‌دهد و این موضوع در دفاع از استقلال کشور و حقوق ملت اهمیت ویژه دارد.

 

*۵. نقش ایران در عدالت جهانی و حل مسائل بین‌المللی*

 

با توجه به اصول مذکور، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در نظام بین‌الملل نقشی فعال و تأثیرگذار ایفا کند:

 

* حمایت از حقوق مستضعفان و ملت‌های تحت ستم،

* مقابله با ظلم و سلطه‌گری قدرت‌های بزرگ،

* و ترویج صلح، عدالت و همکاری بین‌المللی.

 

این موقعیت نه تنها بازتاب هویت ملی و اسلامی ایران است، بلکه نشان‌دهنده ظرفیت قانونی و اخلاقی کشور برای ایفای نقش مؤثر در حل مسائل جهانی است.

 

 

*جمع‌بندی*

 

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سندی مترقی و جامع است که:

 

1. حقوق بشر، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی را با توجه به ارزش‌های ملی و اسلامی تضمین می‌کند،

2. استقلال و حق تعیین سرنوشت ملت را صراحتاً محفوظ می‌دارد،

3. مقابله با سلطه‌گری و حمایت از مستضعفان جهان را تعهد اخلاقی و قانونی می‌داند،

4. صلح، همکاری بین‌المللی و احترام متقابل را پایه سیاست خارجی قرار داده است،

5. و چارچوب قانونی روشن برای انعقاد معاهدات بین‌المللی و مشارکت مسئولانه در نظام بین‌الملل فراهم می‌کند.

 

از این منظر، قانون اساسی ایران نه تنها حافظ هویت ملی و دینی کشور است، بلکه راهبری برای ایفای نقش مقتدر، اخلاق‌محور و مسئولانه ایران در عرصه جهانی فراهم می‌کند. پاسداشت و اجرای صحیح آن، هم پاسداشت کرامت ملت ایران و هم تعهد به اصول انسانی، عدالت و اخلاق در سطح بین‌المللی محسوب می‌شود.

 

سعید درگاه پور کارشناس حقوق بین الملل

📍همایش آسیب‌شناسی حقوق خانواده📍

⚖کارگروه دوره وکالت تخصصی دعاوی خانواده و انجمن دانشجویی حقوق مرکز آموزش عالی علمی کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز با همکاری دانشگاه علامه طباطبائی، برگزار می‌کنند:

📍همایش آسیب‌شناسی حقوق خانواده📍

▪️رئیس همایش:
دکتر حیدر حسن زاده

▪️سایر سخنرانان:
دکتر محمد شاه محمدی
دکتر گودرز افتخار جهرمی
دکتر محمدعلی اردبیلی
دکتر حسین مهرپور
دکتر حمیدرضا علومی یزدی
دکتر مرتضی شهبازی نیا
دکتر محمدرضا ویژه
دکتر هما داوودی گرمارودی
دکتر فاطمه بداغی
دکتر محمود عباسی
دکتر سید علی کاظمی
دکتر  محمدجواد حسین زاده
دکتر سید احمد حبیب نژاد
دکتر محمدباقر پارساپور
دکتر محسن صفری
دکتر نعیمه ذوالفقاری
آقای علی بنی صدر

▪️دبیران علمی:
دکتر مهدیه محمدتقی زاده
آقای سعید صالح احمدی

▪️دبیر اجرایی:
دکتر صادق مددی

📆 سه شنبه ۲۷ آبان  ماه ۱۴۰۴

🕰 ساعت ۱۶ الی ۲۰

🏛 کانون وکلای دادگستری مرکز

دیدار اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات با رئیس دانشگاه واحد علوم و تحقیقات

دیدار اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات با رئیس دانشگاه واحد علوم و تحقیقات

دیدار اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات با رئیس دانشگاه واحد علوم و تحقیقات

به گزارش روابط عمومی واحد علوم و تحقیقات، نشست اعضای شورای مرکزی تشکل مجمع اسلامی دانشجویان با حضور دکتر جمشید صباغ‌زاده و دکتر مصطفی قاضی مرادی برگزار شد.

در این نشست، دکتر صباغ‌زاده با تأکید بر نقش مؤثر تشکل‌های دانشجویی در ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، اظهار داشت: تشکل‌های دانشگاهی باید با رویکردی مسئله‌محور و ملی در مسیر تحقق اهداف علمی و فرهنگی کشور گام بردارند.

اعضای شورای مرکزی تشکل مجمع اسلامی دانشجویان شامل رضا فریداصل، ارشیا احمدی‌مقدم، علیرضا پورعلی، ابوالفضل حصارکی، علی مسیب‌نژاد، ریحانه فراهانی، نگین گراوند، فرزانه فرمانیان و پارسا عبدالهی هستند.

در پایان این دیدار، از تلاش‌های فعال اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان تقدیر به عمل آمد.

انتصاب رضا فریداصل به عنوان دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

انتصاب رضا فریداصل به عنوان دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

انتصاب رضا فریداصل به عنوان دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

به گزارش روابط عمومی واحد علوم و تحقیقات، طی حکمی از سوی دکتر جمشید صباغ‌زاده، قائم‌مقام رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در واحد علوم و تحقیقات، رضا فریداصل به عنوان دبیر اولین شورای مرکزی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات منصوب شد.

در متن این حکم آمده است:

«بدین وسیله انتخاب جنابعالی به عنوان دبیر اولین شورای مرکزی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات را تبریک عرض می‌نمایم. امید است با توکل بر خداوند متعال و بهره‌گیری از روحیه تعهد، اخلاص و تلاش، در مسیر خدمت به جامعه، به‌ویژه قشر فرهیخته دانشگاهی، موفق و مؤید باشید.»

 

این انتصاب در راستای تقویت فعالیت‌های فرهنگی و دینی دانشجویان و ارتقای نقش تشکل‌های اسلامی در تحقق اهداف متعالی دانشگاه انجام گرفته است.

 

🌍 پایان «پساجنگ سرد»؛ آغاز دورانِ تَک‌قُطبی

🌍 پایان «پساجنگ سرد»؛ آغاز دورانِ تَک‌قُطبی

🌍 پایان «پساجنگ سرد»؛ آغاز دورانِ تَک‌قُطبی

یاشار عصری

برای بیش از سه دهه، جهان سال‌های پس از فروپاشی شوروی را «دورهٔ پس از جنگ سرد» می‌نامید؛
تعبیری مبهم که تنها به نبودِ دشمن اشاره داشت، نه به ظهور نظمی تازه.

اما اکنون تاریخ نام خود را عوض کرده است.

از این پس، آن دوران با نامی روشن‌تر و صادق‌تر در حافظهٔ جهانی ثبت خواهد شد:
«دورانِ تَک‌قُطبی» — عصر سلطهٔ بی‌رقیب ایالات متحده.

🕰 حافظه‌ای که معنا را بازنویسی می‌کند

پاسکال لوتاتس می‌نویسد: حافظهٔ جمعی مانند دریا است؛ آرام، اما همیشه در حال تغییر.

آنچه دیروز «پایان جنگ سرد» بود، امروز معنایی دیگر یافته است:
جنگ‌های عراق و افغانستان، بحران مالی ۲۰۰۸، بازگشت روسیه، ظهور چین و شکستن توهّم نظم لیبرال غربی.

جهان دههٔ ۱۹۹۰ به ظاهر آزاد از دشمنی بود،
اما در حقیقت، به میدان قدرت یگانه‌ای تبدیل شد که همه‌چیز را در سایهٔ خود تعریف می‌کرد.

⚙ واژه‌ها هم قدرت دارند

نام‌ها فقط نشانه نیستند؛ ابزار سلطه‌اند.
وقتی می‌گفتند «پساجنگ سرد»، جهان را به زبانِ پیروزی غرب معنا می‌کردند.

اما واژهٔ تازه، «تک‌قطبی»، پرده را کنار می‌زند و واقعیت را آشکار می‌سازد:

پایان جنگ سرد، آغاز هژمونی آمریکا بود.

🔄 بازگشت چندصدایی جهان

اکنون که این هژمونی رو به افول است، حافظهٔ جهانی بازنویسی می‌شود.

همان‌گونه که «جنگ بزرگ» بعدها «جنگ جهانی اول» شد،
این دوران نیز با واژه‌ای تازه به یاد سپرده می‌شود — واژه‌ای که نه از زبان فاتحان، بلکه از زبان شاهدان نوشته شده است.

نام‌ها، روایت‌ها را تغییر می‌دهند؛ و روایت‌ها، قدرت را.

✨ نتیجه: جهانِ آینده تک‌صدا نخواهد بود
«دورهٔ تک‌قطبی» نه فقط نامی جدید، بلکه اعترافی تاریخی است:

عصر سلطهٔ یک‌صدا به پایان رسیده است.
جهان امروز، میان چند قدرت، چند روایت و چند صدا تقسیم می‌شود.

آینده از آنِ جهانی است که چندصداست، نه تک‌قطب.

پاینده سرفراز ایران

افتخار آفرینی تیم دیپلمات های فردا از واحد علوم و تحقیقات در نهمین روز از رقابت های مرحله کشوری پنجمین رویداد سراسری رقابت مجازی تیم های دانشجویی در کرسی های آزاداندیشی در مقابل تیم نسل آفتاب از واحد البرز

• تیم دیپلمات های فردا، از واحد علوم و تحقیقات به سرگروهی یاشار عصری، حسین بیاتی، عرشیا احمدی، رضا فرید اصل (تیم موافق)  به راهنمایی دکتر مصطفی قاضی مرادی در مقابل تیم نسل آفتاب از واحد البرز (تیم منتقد) با عنوان گزاره تصویب FATF باعث حل مشکلات اقتصادی خواهد شد به عنوان راه یافتگان به مرحله بعدی در محور سیاسی خوش درخشیدند.

افتخار آفرینی تیم تشکل مجمع اسلامی از واحد علوم و تحقیقات در ششمین روز از رقابت های مرحله کشوری پنجمین رویداد سراسری رقابت مجازی تیم های دانشجویی در کرسی های آزاد اندیشی

🔴 افتخار آفرینی تیم تشکل مجمع اسلامی از واحد علوم و تحقیقات در ششمین روز از رقابت های مرحله کشوری پنجمین رویداد سراسری رقابت مجازی تیم های دانشجویی در کرسی های آزاد اندیشی در مقابل تیم حاج قاسم سلیمانی از واحد اندیمشک ▫️محور اجتماعی عنوان گزاره: افشاگری از مدیران بالادست نقش بسیار مهمی در بی اعتمادی سیاسی جامعه ایرانی داشته است. 🔸 تیم موافق: حاج قاسم سلیمانی، واحد اندیمشک 🔸 تیم منتقد: تشکل مجمع اسلامی، واحد علوم و تحقیقات به سرگروهی

نگین گراوند

متین یزدانی

حانیه حسینی

فرشته حضری